تبليغاتX
مجله داستانی

مجله داستانی
 
به وبلاگ پارسا غریب خانی خوش امدید

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم آذر 1389 توسط پارسا غریب خانی

 

ورود به داستان ها

وبلاگ واریه افتتاح شد!

 

      از این پس با لینک مستقیم به داستان های کوتاه بروید

www.variye.blogfa.com

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط پارسا غریب خانی

ساموئل بكت

 

نمايشنامه نويس ايرلندي در سال1906 زندگي‌‌‌أي را آغاز كرد كه همواره تا پايان عمرش وي را از آن خلاصي نبود، او را به عنوان اوّلين ابزورد نويسي مي‌‌شناسند كه شهرت جهاني يافت. وي از همان نوجواني پيوسته احساس تنهايي و اندوه مي‌كرد، زندگي‌‌اش را ساعتها در رختخواب مي‌گذراند، از بودن و هم صحبتي با مردم به خصوص زنان گريزان بود و به قدري ضعف و نوميدي بر او غلبه كرده بود كه بايد ساعتها مشروب مي‌‌نوشيد تا قادر به صحبت كردن باشد.
در سال1928 در پاريس با جيمز جويس آشنا شد كه در زمان كوتاهي از مريدان وي گشت، در بيست و سه سالگي مقاله‌أي به دفاع از جويس به نام اوپس مگنوم نوشت كه از او در مقابل تقاضاي عامّة مردم راحت طلب براي قطعات ساده فهم جانبداري كرد. وي ملاقات‌هاي طولاني با جويس ‌داشت تا جايي كه شايع شده بود آن دو ساعت ها در سكوت مي‌نشينند  و هر دو از دلتنگي و غصّه رنج مي‌برند. وي در زندگي, كسي را به تنهايي‌‌اش دعوت نمي‌كرد، او يكبار در دفتر خاطراتش به دختر جيمزجويس اظهار علاقه كرده بود امّا زماني كه ديگر مرده بود و احساس انساني نداشت.
 در سال 1930 اوّلين جايزه ادبي‌اش را به مبلغ ده پوند براي شعري با عنوان هرسكوپ كسب كرد و پس از آن مقاله‌أي درباره مارسل پروست نوشت كه زمينة مشغوليّت ذهني او درباره گذشت بيهوده زندگي انسان و تكرار عادات و اموري است كه هيچ نتيجه‌أي ندارد. اين انديشه موجب شد تا وي مقامش را در دانشكده تيريستي رها كند و به دوره گردي روآورد. او در طيّ اين مدّ‌‌ت از ايرلند,فرانسه و آلمان عبور كرد و وقتش را صرف نوشتن شعرها و داستان‌هايش كرد و كارهاي حيرت‌انگيزي براي گذران زندگي.
وي عاقبت در سال 1937 در پاريس ساكن شد كه در آنجا توسّط مردي به منظور درخواست پول خنجر خورد. پس از بهبودي براي ملاقات ضاربش به زندان رفت وقتي كه از او علّت عمل را جويا شد شخص به فرانسوي پاسخش را دادكه بعدها در ارائه بعضي از شخصيت‌هاي گيج و گمشده در آثارش از آن استفاده كرد.در طول جنگ جهاني دوّم پاريس توسّط آلمان‌ها به اشغال درآمد امّا بكت در همان جا ماند و به جنبش زيرزميني«نهضت مقاومت» ملحق شد تا سال 1942 كه بسياري از اعضاي گروهش دستگير شدند و او مجبور شد كه با زن فرانسوي الاصلش به منطقة اشغال نشده بگريزد.
در سال 1945 بعد از آزادي پاريس از دست آلمان‌ها, به پاريس بازگشت و دورة پركاري‌اش را به عنوان يك نويسنده آغاز كرد. آثار وي در 5 سال بعدي شامل  ا لوتريا- درانتظارگودو-بازي نهايي-رمان‌هاي مولوي، مالونه مي‌ميرد، غيرقابل نامگذاري، مرسيداِركامير-دو كتاب داستان كوتاه و يك كتاب انتقادي بود.
اوّلين نمايش بكت «الوتريا» آيينه‌‌أي بود از جستجوي خودش به دنبال آزادي، چرخشي پيرامون جستجوهاي مرد جواني كه از خانواده‌اش و از قيود اجتماعي‌اش مي‌برد. بكت موقعيّتش را به عنوان يك نمايشنامه نويس مطرح در آوريل 1957 به دست آورد.يعني زماني كه دوّمين اثر مطرحش«بازي نهائي» به زبان فرانسه در تئاتر رويال شهرت لندن به نمايش درآمد.

سال شمار زندگي بكت:
1906ساموئل بكت، متولّد(13 آوريل) در فاكس راكِ دوبلين، جوان‌‌ترين پسر مي و بيل‌‌‌بكت.
1920    به مدرسة پورتورا رويال مي‌رود.
1923    به تيرنيتي كالج دوبلين مي‌‌رود، و فرانسه و ايتاليايي مي‌خواند.
1928    براي اوّلين بار به پاريس حركت مي‌كند، و در اِكول نورمال سوپريور كرسي استادي مي‌گيرد. در پاريس با توماس مك گريوي ملاقات مي‌كند، و او بكت را به جويس معرّفي مي‌كند.
1929    مقالة «دانته…برونو…ويكو…جويس» و «پيش فرض»(داستان كوتاه) منتشر مي‌شود.
1930    «هورسكوپ» منتشر مي‌شود. به دوبلين برمي‌‌‌‌‌‌‌گردد.
1931    كتاب پروست منتشر مي‌شود.
1932    پستي را در تيريستي كالج دوبلين قبول مي‌‌كند و به پاريس حركت مي‌‌كند. بازگشت به دوبلين.
1933    مرگ پسر.More Pricks Than Kicks (داستان‌هاي كوتاه) براي انتشار پذيرفته مي‌شود. در پايان سال به لندن مي‌رود و به روان درماني مي‌پردازد.(درمان وي تا سال 1935 طول مي‌كشد).
1934    در كلاس ك.گ يونگ شركت مي‌كند و رمان مورفي را مي‌نويسد. كتاب اشعارEchoes Bones and Other Precipitates  منتشر مي‌شود. در پايان سال به دوبلين برمي‌گردد.
1937    مورفي براي چاپ پذيرفته مي‌شود.
1938    در حاليكه شب هنگام در پاريس قدم مي‌زند، با چاقو مورد حمله قرار مي‌گيرد، در طول درمان رابطه‌أي را با سوزان دِشوو-دومزينل شروع مي‌‌كند، كه تا پايان مرگ ادامه مي‌يابد. مورفي منتشر مي‌شود.
1939    به پاريس مي‌رود و براي آخرين بار با جويس ملاقات مي‌كند. به پايتخت برمي‌گردد و به جنبش مقاومت مي‌پيوندد.
1942    همراه با سوزان به دهكده‌أي در واكلوز مي‌گريزد.
5-1942 وات را مي‌نويسد.
6-1945 در پايان جنگ به ديدار خانواده‌اش در ايرلند مي‌رود، و در آن جا به بصيرتي بنيادين در مورد ماهيّت نوشته‌هايش دست مي‌يابد.
53-1946 دوره فعّاليّت خلاقانة متراكم. كتاب‌‌‌هاي The Nouvelles، مرسيه و كامير، تريلوژي (مولوي،1951، مالون مي‌ميرد، 1951، و بي نام و نشان، 1953)، متن‌هايي براي هيچي، و دو نمايشنامة Eleutheria  و در انتظار گودو را مي‌نويسد.
1950    مرگ مادر.
1953    گودو در پاريس اجرا مي‌شود.
1955    اوّلين اجراي گودو در لندن. دست آخر را شروع مي‌كند.
1956    All That Fall را مي‌نويسد.
1957    دست آخر (در فرانسه) در لندن اجرا مي‌شود.
1958    دست آخر در لندن، همراه با آخرين نوار كراپ اجرا مي‌شود.
1960    نوشتن روزهاي خوش را آغاز مي‌كند.
1961    چگونه است را منتشر مي‌كند. ازدواج با سوزان.
1962    بازي را مي‌نويسد. روزهاي خوش در لندن اجرا مي‌شود.                         
1964    فيلم برداري از فيلمِ فيلم(با كارگرداني آلن اشنايدر). بازي در لندن اجرا مي‌شود.
1966    مجموعه داستان Tetes Mortes  منتشر مي‌شود.                                  
1969    جايزه نوبل ادبيّات را مي‌برد.     
1972    من نه را نوشته و اجرا مي‌شود.
1975    Foot falls را مي‌نويسد.
1979    قطعه‌أي مونولوگ به روي صحنه مي‌رود. گروه  منتشر مي‌شود.
1982    فاجعه را مي‌نويسد.
1986    Stirring Still  را مي‌نويسد.
1988    به بيماري پاركينسون مبتلا مي‌شود. و « واژه چيست» را مي‌نويسد.
1989   مرگ سوزان (17 ژولاي)، بكت در 22 دسامبر همان سال مي‌ميرد


 

در ادامه مطلب داستان بی همگی را از بکت می خوانیم.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط پارسا غریب خانی
  

وبلاگ مستقیم داستان های کوتاه با عنوان واریه  راه افتاد با لینک :

                        www.variye.blogfa.com

    

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط پارسا غریب خانی

 

مروری كوتاه بر داستان نویسی زنان ایران

                          در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط پارسا غریب خانی

 "شهر یک نفره"

نوشته :مرجان بصیری

  انتشارات ققنوس

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران( ایبنا)، مجموعه داستان "شهر یک نفره" در برگیرنده 10 داستان کوتاه با نام های "آنها" ، "نارنجی"، "خانه ها"، "نادیا"، "بود و نابود"، "محرمانه"، "اژدها"، "رویای نو"، "چند ثانیه بعد" و "شهر یک نفره" است.

درونمایه بیشتر داستان های این مجموعه تنهایی انسان معاصر است و هر یک از شخصیت های این مجموعه به گونه ای در پی یافتن راهی برای رهایی از وضیعت فعلی خود هستند.

 در داستان "نادیا" که از زاویه دید اول شخص روایت می شود با شخصیت دختر تنهایی روبرو می شویم که تنها راه رهایی از تنهایی که به واسطه زندگی اش با آن دست به گریبان است را در مسخره کردن دیگران یافته است.

"مرجان بصیری" متولد 1360 است و تاکنون از او زندگی نامه مشاهیر (ابن هیثم)، انتشارات مدرسه، "شهر کوچک ،آرزوهای بزرگ" نشر سبز خامه و داستان "روز آبی" در مجموعه قصه 85 به انتخاب "مجید قیصری" منتشر شده است.

"بصیری" این روز ها مشغول نوشتن داستان بلندی با نام "بت دوره گرد" است.

مجموعه داستان "شهر یک نفره" در 87 صفحه با شمارگان 1650 نسخه و قیمت 14000 ریال از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.


در زیر نقد کوتاهی از این کتاب را می خوانیم



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 توسط پارسا غریب خانی

داستان خارجی این هفته:

کلاغ در جنگل / جان آپدایک 

و داستان ایرانی این هفته:

لعنت بر کریستف کلفت! / چیستا یثربی

 



ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک